لیلی و مجنون...

12345678

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

 

لیلی و مجنون

 

ليلي گفت: موهايم مشكي است، مثل شب، حلقه حلقه و مواج. دلت توي حلقه هاي موي من است. نمي خواهي دلت را آزاد كني؟ نمي خواهي موج گيسوي ليلي را ببيني؟

 

مجنون دست كشيد به شاخه هاي آشفته بيد و گفت: نه نمي خواهم، گيسوي مواج ليلي را نمي خواهم، دلم را هم.

 

ليلي گفت چشم هايم جام شيشه اي عسل است، شيرين. نمي خواهي عكس ات را توي جام عسل ببيني؟ شيريني ليلي را ؟

 

مجنون چشم هايش را بست و گفت: هزار سال است عكسم ته جام شوكران است، تلخ. تلخي مجنون را تاب مي آوري؟

 

ليلي گفت: لبخندم خرماي شيرين نخلستان است. خرما طعم تنهاييت را عوض مي كند، نمي خواهي خرما بچيني؟

 

مجنون خاري در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوست تر دارم .

 

ليلي گفت: دستهايم پل است، پلي كه مرا به تو مي رساند. بيا و از اين پل بگذر.

 

مجنون گفت: اما من از اين پل گذشته ام.آنكه مي پرد ديگر نيازي به پل ندارد.

 

ليلي گفت: قلبم اسب سركش عربي است، بي سوار و بي افسار. عنانش را خدا بريده، اين اسب را با خودت مي بري؟

 

مجنون هيچ نگفت. ليلي كه نگاه كرد، مجنون ديگر نبود.

 

تنها شيهه اسبي بود و ردپايي بر شن.

 

ليلي دست بر سينه اش گذاشت صداي تاختن مي آمد.

 

اسب سركش اما در سينه ليلي نبود...

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در یک شنبه 23 بهمن 1390برچسب:,ساعت 1:54 PM توسط Aprin|


آخرين مطالب
» بلوک
» مادرم دوست دارم...
» ...
» خداوند...
» ...
» روزگار...
» ...
» ادامه...
» ...
» دله سنگی...
» تنهایی...
» ...
» ...
» a heart of stone...
» شعر عاشقانه...
» نفرت از عشق...
» مواظب خودت باش...
» عشق نامرد...
» چند جملی زیبا...
» سکوت...
» غم دوست...
» وفاداری...
» عشق مرگ شکست...
» مگر نه عشق تنها با اشک سخن می‌گوید ؟…
» عشق...
» از عشق...
» خدا...
» وقت رفتن...
» مرگ... عشق...
» عشق...
» برای سلامتیش...
» دوستت دارم...
» ايستگاه خدا...
» دل نوشته...
» عشق یعنی...

Design By : Pichak